|
|
با تو هستم ای مسافر ... |
|
|
با چه کسی درد دل را می توان گفتن ؟ قصه من این بود این سرآغازم شد بعد از آن قصه عشق هم، هم آوازم شد. به گذشته بر می گردم به سراغ خاطراتم، تازه می شود دوباره از تو داغ خاطراتم. من اهل نفرین نبودم، چه برسه که تو باشی، بیاد الاهی خبرت، بیاد الاهی خبرش. عمرت الاهی کم نشه، اما پر از غصه باشه. رنجایی که به من دادی، بکشی تا آخرش. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه 13 فروردین1384ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط مهدی |
|
||

